داستانِ پهلوانی “اوستا پرویز” و “علیرضا” و “سجاد”

ایسنا/کرمانشاه هوا تقریبا تاریک شده بود، داشتیم کارها را جمع و جور می کردیم که مغازه راتعطیل…